درباره نویسنده
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
  • شوخی با اقتصاد (٧)
  • نجوم (٥)
  • شوخی با ریاضیات (٥)
  • اقتصاد (٤)
  • نهج البلاغه (٤)
  • معرفی کتاب (٢)
  • دانش (٢)
  • فیزیک (۱)
  • گشتی در ریاضیات (۱)
  • بورس (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
دوستان من
  • تلسکوپ فضایی هابل
  • جستار (نوشته های داریوش آشوری)
  • سازمان فضایی اروپا
  • هفته نامه اکونومیست
  • کارگزاری مبین سرمایه
  • ریاضیات پویا
  • ریاضیات برای همه
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • جامعه ادبی بیشه
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



میدیا (سرزمین ماد)
قسمتی از نامه 31 نهج البلاغه ترجمه مرحوم استاد دکتر سید جعفر شهیدی (شماره 4)
نویسنده: محمد علی محمدی - ۱۳٩٠/۳/۳

پسرکم چون دیدم سالیانی را پشت سر نهاده ‌‏ام و به سستی در افتاده، بدین وصیت برای تو پیشدستی کردم، و خصلت ‌هایی را در آن بر شمردم، از آن پیش که مرگ بشتابد و مرا دریابد و آنچه در اندیشه دارم به تو ناگفته ماند، یا اندیش ‌ه‏ام نیز همچون تنم نقصانی به هم رساند، یا پیش از - نصیحت - من پاره‏ای خواهش‌های نفسانی بر تو غالب گردد، یا فریبندگی ‌های دنیا تو را بفریبد. پس همچون شتری باشی گریزان - و سرسخت و نا به فرمان - . و دل جوان همچون زمین ناکشته است، هرچه در آن افکنند بپذیرد، پس به ادب آموختنت پرداختم، پیش از آنکه دلت سخت شود و خردت هوایی دیگر گیرد، تا با رأی قاطع روی به کار آری، و از آنچه خداوندان تجربت در پی آن بودند و آزمودند بهره برداری، و رنج طلب از تو برداشته شود و نیازت به آزمودن نیفتد. پس به تو آن رسد که ما - به تجربت - بدان رسیدیم، و برای تو روشن شود آنچه گاهی تاریکش می ‌‏دیدیم.

نظرات ()



قسمتی از نامه 31 نهج البلاغه ترجمه مرحوم استاد دکتر سید جعفر شهیدی (شماره 3)
نویسنده: محمد علی محمدی - ۱۳٩٠/٢/٢۸

در آنچه نمی‏دانی سخن را واگذار و آنچه را بر عهده نداری بر زبان میار. و راهی را که در آن از گمراهی ترسی مسپار، که هنگام سرگردانی گمراهی، باز ایستادن بهتر است تا در کارهای بیمناک افتادن. به کار نیک امر کن و خود را در شمار نیکوکاران در آر. و به دست و زبان کار ناپسند را زشت شمار. و از آن که کار ناپسند کند با کوشش خود را دور بدار. در راه‏ خدا بکوش، چنانکه شاید، و از سرزنش ملامتگرانت بیمی نیاید. برای حق به هر دشواری هر جا بود در شو. و در پی آموختن دین رو. خود را به شکیبایی عادت ده در آنچه ناخوشایند است، که شکیبایی ورزیدن عادتی پسندیده و ارجمند است. در همه کارها نفس خود را به پناه پروردگارت در آر، که به پناهگاهیش در آورده‏ای استوار، و نگاهبانی پایدار، و آنچه از پروردگارت خواهی تنها از او خواه، که به دست اوست بخشیدن و محروم نمودن، و فراوان طلب خیر کن - و نیک در کارها ببین و آن را که بهتر است بگزین - و وصیت مرا دریاب و روی از آن متاب، که بهترین گفته سخنی است که سود دهد، و بدان که سودی نیست در دانشی که فایدتی نبخشد، و نه در فراگرفتن علمی که دانستن آن سزاوار نبود.

نظرات ()



قسمتی از نامه 31 نهج البلاغه ترجمه مرحوم استاد دکتر سید جعفر شهیدی (شماره 2)
نویسنده: محمد علی محمدی - ۱۳٩٠/٢/٢٥

تو را سفارش می‌کنم به ترس از خدا، و پیوسته در فرمان او بودن و دلت را به یاد او آبادان نمودن، و به ریسمان اطاعتش چنگ در زدن، و کدام رشته استوارتر از طاعت خدا میان خود و او داری اگر بگیریش و بدان دست در آری دلت را به اندرز زنده‏ دار و به پارسایی بمیران، و به یقین نیرو بخش و به حکمت روشن گردان، و با یاد مرگش خوار ساز، و به اقرار به نیست شدنش وادار ساز. و به سختیهای دنیایش بینا گردان، و از صولت روزگار و دگرگونی آشکار لیل و نهارش بترسان، و خبرهای گذشتگان را بدو عرضه دار، و آنچه را به آنان که پیش از تو بودند رسید به یادش آر، و در خانه‏‌ها و بازمانده‏‌های آنان بگرد و بنگر که چه کردند، و از کجا به کجا شدند و کجا بار گشودند و در کجا فرود آمدند. آنان را خواهی دید که از کنار دوستان رخت بستند و در خانه‏‌های غربت نشستند، و چندان دور نخواهد نمود که تو یکی از آنان خواهی بود. پس در نیکو ساختن اقامتگاه خویش بکوش، و آخرتت را به دنیا مفروش. 

نظرات ()



قسمتی از نامه 31 نهج البلاغه ترجمه مرحوم استاد دکتر سید جعفر شهیدی (شماره 1)
نویسنده: محمد علی محمدی - ۱۳٩٠/٢/٢۱

از سفارش اوست به حسن بن علی علیهما السلام

که آن را هنگام بازگشت از صفین، در حاضرین نوشته است

از پدری که در آستانه فناست. و چیرگی زمان را پذیراست، زندگی را پشت سر نهاده، به گردش روزگار گردن داده، نکوهنده این جهان است. و آرمنده سرای مردگان، و فردا کوچنده از آن. به فرزندی که آرزومند چیزی است که به دست نیاید، رونده راهی است که به جهان نیستی در آید. فرزندی که بیماریها را نشانه است و در گروه گذشت زمانه. تیر مصیبتها بدو پران است، و خود دنیا را بنده گوش به فرمان. سوداگر فریب است و فنا را وامدار، و بندی مردن و هم سوگند اندوه‏های - جان آزار - ، و غمها را همنشین است و آسیبها را نشان، و به خاک افکنده شهوتهاست، و جانشین مردگان. اما بعد، آنچه آشکار از پشت کردن دنیا بر خود دیدم و از سرکشی روزگار و روی آوردن آخرت بر خویش سنجیدم، مرا از یاد جز خویش باز می‏دارد، و به نگریستنم بدانچه پشت سر دارم نمی‏گذارد جز که من هر چند مردمان را غمخوارم، بیشتر غم خود را دارم. - این غمخواری - رأی مرا بازگردانید و از پیروی خواهش نفسم بپیچانید، و حقیقت کار را برایم آشکار نمود، و مرا به کاری راست واداشت که بازیچه‏ای در آن نبود، و با حقیقتی - رو برو ساخت - که دروغی آن را نیالود. و تو را دیدم که پاره‏ای از منی، بلکه دانستم که مرا همه جان و تنی چنانکه اگر آسیبی به تو رسد به من رسیده، و اگر مرگ به سر وقتت آید، رشته زندگی مرا بریده. پس کار تو را چون کار خود شمردم، و این اندرزها را به تو راندم تا تو را پشتیبانی بود. خواه من زنده مانم و تو را در کنار، یا مرده - و جای گزین دار القرار-.

 

نظرات ()